موفقیت ایلان ماسک
موفقیت ایلان ماسک

۵ اصل مهم افزایش بازدهی در زندگی از ایلان ماسک

فکر می­کنم همۀ شما با این موافق باشید که ایلان ماسک یکی از تأثیرگذار ترین افراد در دنیاست. امکان دارد شما با همۀ کار هایی که دارد انجام می­دهد یا هر چیزی که می­گوید، موافق نباشید اما ادارۀ چندین شرکت میلیارد دلاری نیاز به برنامه ریزی دقیق و نظم خیلی زیادی دارد.

صادقانه بگویم اینکه کسی بتواند در این مدت کم به چنین موفقیت هایی برسد، فوق­العاده است. همۀ ما داستان هایی دربارۀ رهبران کسب و کار های بزرگ شنیده­ایم اما ایجاد چنین تحولات بزرگی به طور همزمان در صنایع مختلف، دیوانه کننده است.

جالب است بدانید در حدود صد سال بود که هیچ تولید کننده جدید اتومبیل در آمریکا وجود نداشت. چون صنعتی کاملاً رقابتی بود. و اینجا بود که یک نفر آمد؛ نه تنها وارد این صنعت شد بلکه ارزشمند ترین شرکت اتومبیل در کل کشور را ساخت.

اگر ما بخواهیم در مورد دستاورد های او صحبت کنیم، امکان دارد این مطلب هیچ وقت تمام نشود! پس آنها را می­گذاریم برای یک وقت دیگر.

اما می­خواهیم بفهمیم که چرا ایلان ماسک تا این حد موفق است و چطور در زمان کم این همه کار را انجام داده است. ماسک به مدت دو دهه در کانون توجه قرار داشت و مصاحبه های زیادی انجام داد. همچنین کتابی در مورد زندگی او توسط اَشلیوِنس نوشته شده است.

او بار ها توضیح داده که چطور اینقدر فعال و خلاق است. ما می­خواهیم ۵ اصل مهم که او برای بازدهی بیشتر در زندگی خود به کار می­برد را توضیح دهیم.

اصل اول؛ با مهم ترین کار شروع کنید: اولین ترفند بهره وری این است که هر روز صبح با مهم ترین کارتان شروع کنید. می­دانم که به نظر ساده می­آید و شما به دنبال ایجاد تغییرات بزرگ هستید اما بیشتر، ما تمایل داریم با کار های راحت تر شروع کنیم.

وقتی بعد از خواب کافی بیدار می­شوید، مغزتان آماده، فعال و سرحال است و توانایی شما برای تمرکز در بالاترین سطح خودش قرار دارد. این زمانی است که شما باید سخت ترین کار های روزانه تان را انجام دهید.

چون در ادامه روز قدرت، انرژی و تمرکز شما کاهش پیدا می­کند و کار های سخت تر را عقب می­اندازید. شما نمی­توانید همه چیز را در یک روز انجام دهید. فقط ۲۴ ساعت وقت دارید. اگر ۸ ساعت هم برای خواب در نظر بگیریم و ۴-۵ ساعت هم برای یک سری کار هایی مثل غذا خوردن، حمام کردن، دیر کردن در ترافیک و لباس پوشیدن صرف کنید، فقط حدود ۱۱ ساعت برایتان باقی می­ماند.

اگر صادق باشیم باز هم مردم نمی­توانند دقیقاً ۱۱ ساعت کار کنند. شما نیاز دارید که دوستانتان را ببینید و با دیگران هم معاشرت کنید. برای خانواده تان وقت بگذارید و یا سریال مورد علاقه تان را ببینید.

بنابراین در حقیقت ۶ یا ۷ ساعت زمان برای به کار­گیری باقی می­ماند. پس سعی کنید وقتی در بالاترین سطح انرژی قرار دارید از این چند ساعت استفاده کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.

اصل دوم؛ مرتب از خودتان بپرسید که چگونه می­توانید کار ها را بهتر انجام دهید: ماسک در یکی از مصاحبه هایش گفت: به نظرم داشتن یک حلقۀ باز خورد بسیار مهم است. جایی که دائماً دربارۀ آنچه انجام دادید و چطور می­توانید بهتر آن را انجام دهید، فکر کنید.

به نظرم این بهترین توصیۀ پیشنهادی است. دائماً از خودتان بپرسید چطور می­توانید کارتان را بهتر انجام دهید و خودتان را زیر سوال ببرید.

ماسک دقیقاً به چیزی که توصیه کرده است، عمل می­کند. هر کسب و کاری که شروع کرده در واقع نتیجۀ پرسیدن این سوال از خودش بوده که آیا راه بهتری برای انجام این کار وجود دارد یا خیر؟

خودرو ها باعث آلودگی هوا و تغییرات آب و هوایی می­شوند که این تحدیدی برای زندگی بشریت بوده است. پس او از خودش می­پرسد که آیا می­شود ماشین هایی داشته باشیم بدون اینکه هوا را آلوده کنند؟ در نتیجه ماشین های برقی اختراع و تِسلا متولد می­شود.

در یک عصر زیبا که او از یکی از دفاتر خود به سمت خانه داشت رانندگی می­کرد و طبق معمول در ترافیک خسته کننده گیر کرده بود، ایده ای به ذهنش رسید. آیا راه بهتری وجود دارد که بتواند بدون گیر کردن در ترافیک به خانه برگردم؟

و اینگونه بود که شرکت بورینگ متولد شد. که تونل هایی را زیر زمین حفر می­کنند تا ترافیک را کاهش دهند. مهم نیست چه کار هایی انجام می­دهیم. اگر این دیدگاه را داشته باشید که همیشه راه بهتری برای انجام دادن وجود دارد، شما همیشه بازدهی بهتری خواهید داشت.

اصل سوم؛ اصول اولیه: اما مشکل این است که چطور می­شود راهی برای بهبود پیدا کنیم؟ چطور می­شود راه های مبتکرانه برای پیشرفت پیدا کنیم؟

ایلان ماسک برای این کار از روشی جالب استفاده می­کند. ماسک در یکی از مصاحبه هایش گفت: من ترجیح می­دهم از چهارچوب فیزیک به راه حل ها دست پیدا کنم. فیزیک به شما یاد می­دهد که به جای مقایسه، به وسیله اصول اولیه استدلال کنید.

ما معمولاً از دیدگاه قیاس استفاده می­کنیم. مثلاً دو تا چیز را با هم مقایسه می­کنیم و یا تلاش می­کنیم چیزی بهتر از آنچه قبلاً وجود داشته بسازیم.

مشکلی در این تفکر وجود ندارد، خیلی جا ها هم می­تواند مفید باشد اما گاهی اوقات مسئله از ریشه مشکل دارد و شما باید به آن برسید. و این همان اصول اولیه است.

اصول اولیه یک استراتژی است که مشکلات پیچیده را برای پیدا کردن راه حل اصلی تجزیه می­کند. در اینجا یک مثال از استدلال اصول اولیه را از خود ماسک مشاهده می­کنید که باعث راه اندازی اِسپِیس اِیکس شد.

بعد از ملاقات با چندین تولید کنندۀ فضاپیما در سراسر دنیا، ماسک فهمید که هزینه خرید یک موشک به شکل نجومی بالا و تا حدود ۶۵ میلیون دلار است! او می­خواست بفهمد که آیا واقعاً می­تواند این رقم را کاهش دهد یا خیر؟

ماسک گفت بیایید به اصول اولیه نگاه کنیم. موشک از چه چیزی ساخته می­شود؟ آلیاژ های آلومینیوم با درجه هوافضا، به علاوه مقداری تیتانیوم، مس، فیبر کربن و بعد از آن پرسیدم ارزش این مواد در بازار چقدر است؟

معلوم شد هزینۀ مواد موشک حدود ۲ درصد از قیمت یک موشک آماده است! ماسک تصمیم گرفت به جای خرید یک موشک با قیمت بیش از ۶۰ میلیون دلار، خودش مواد اولیه را تهیه کند و در شرکت خودش موشک بسازد. به این ترتیب بود که اِسپِیس اِیکس به وجود آمد.

اصل چهارم؛ از مکالمات بیهوده خودداری کنید: هیچ چیز به اندازه یک مکالمه بی فایده وقت را تلف نمی­کند.

شما مشغول کار هستید، روی مهم ترین وظیفه تان دارید تمرکز می­کنید اما یک دفعه یک دوست قدیمی یا دوست دخترتان یا یکی از فامیل هایتان که زمان زیادی است که همدیگر را ندیده­اید به شما زنگ می­زند! و این پایان زمان بهره وری شما در آن روز است.

چون این مکالمات زمان زیادی طول می­کشند. یا فقط به خاطر یک سوال کوچک با همکارتان تماس می­گیرید اما در پایان به این می­رسید که شب قبل جر و بحث بدی با همسرتان داشتید.

به همین دلیل است که روش مورد علاقه ماسک برای ارتباط، ایمیل است. او حتی یک بار گفته که: من عاشق ایمیل هستم و هر کجا که امکانش باشد سعی می­کنم به صورت نا همزمان  ارتباط برقرار کنم.

من در ایمیل واقعاً خوب هستم. او حتی تا جایی که می­تواند از رفتن به جلسات خودداری می­کند. چون فکر می­کند آنها وقتش را تلف می­کنند! او حتی اگر ارزشی برای اضافه کردن نداشته باشید، ماندن در جلسه را بی احترامی می­داند! ملاقات ها و مکالمات باید کوتاه، دقیق و هدفمند باشند.

اصل پنجم؛ ماسک زمانش را به طور دقیق برنامه ریزی می­کند: شما نمی­توانید هر روز یک برنامه جدید و بهتر درست کنید. هر چند وقت یکبار باید به این هم فکر کنید که روز هایتان را چطور دارید می­گذرانید.

اما حتماً باید طبق برنامه ای پیش برید که برایتان کارایی داشته باشد. و ماسک این کار را به خوبی انجام می­دهد و کاملاً به برنامه هفتگی اش پایبند است. بعد از ۶ ساعت خواب، دقیقاً ۷ صبح از خواب بیدار می­شود. و اول از همه دوش می­گیرد.

یکبار گفته بود که دوش گرفتن، بیشتر از هر عادت روزانۀ دیگری به او انگیزه برای ادامه کار و فعالیت را می­دهد. او دوشنبه ها و جمعه ها را در اِسپِیس اِیکس در لوس آنجلس        می­گذراند.

در روز های سه شنبه و چهارشنبه و پنج شنبه برای کار در تسلا راهی منطقۀ خلیج می­شود. او معمولاً نیمی از روز را در Open AI روی هوش مصنوعی کار می­کند. شنبه ها یا در اِسپِیس اِیکس کار می­کند یا با بچه هایش وقت می­گذراند. اما باز هم کاری در کنارش انجام می­دهد.

یکبار گفته بود من می­توانم هم با آنها باشم هم به ایمیل هایم رسیدگی کنم. می­توانم با آنها باشم و همزمان به یک سری از کار هایم هم رسیدگی کنم. در غیر این صورت نمی­توانستم کارم را داشته باشم.

زندگی ممکن است با پایبندی به یک برنامه خسته کننده باشد اما به شما کمک می­کنم بهره وری بیشتری داشته باشید.

وقتی داشتم در مورد اینکه ایلان ماسک چطور اینقدر بازدهی بالایی دارد، تحقیق می­کردم به چند تا چیز رسیدم. من حتی زندگی نامه او را دوباره خواندم. این اصول ممکن است کاملاً برای شما مناسب نباشد، چون شما کار کاملاً متفاوت دارید.

اما اگر همیشه به دنبال راهی برای بهتر انجام دادن کار هایتان باشید، حتماً به آن دست پیدا می­کنید. به یاد داشته باشید که زندگی سفری است که پیوسته در آن در حال رشد هستید. امیدوارم که این مطلب هم مورد استفاده تان قرار بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =