0
09365495434

بدن شما چطور متوجه زمان می‌شود؟

در سال ۱۹۶۲ یک غارنورد به اسم میشی سیف مجموعه آزمایشاتی را آغاز کرد که که در آن ، اون خودش رو برای مدت چند ماه در زیر زمین به دور از نور و ساعت قرنطینه می کرد الکترودهایی رو به خودش وصل میکرد که علائم حیاتی رانظارت می کردند و حساب زمان خوردن ،خوابیدنش رانگه می‌داشتند. وقتی سیف از قرنطیه در امد، نتایج آزمایش های مبتکرانه اش نشان می‌دادند که بدن او از یک چرخه منظم خواب و بیداری خارج نمی شود. علی رغم نبود هرنوع اشاره بیرونی خواب و بیداری و خورد و خوراک اودر فاصله‌های زمانی ثابتی اتفاق افتاده بود، این رویدادبه عنوان ریتم سیرکالرین شناخته شده بود ،در زبان لاتین به معنای شبانه روزی هست.
دانشمندان بعدها متوجه شدند ریتم‌ها روی ترشح هورمونها، هضم غذا، و حتی تاثیر داروها بر بدن ما تاثیر می گذارند.
یک رشته از علوم که به بررسی این تغییرات می پردازند که به آن کرونا بیولوژی گفته می شود. توانایی در فهم زمان به ما کمک می کندپس از انجام هر کاری از خواب و بیداری گرفته تا دانستن اینکه دقیقا چه زمانی توپی که سمت میاید را بگیریم وازپس آن بربیایم ‌این توانایی ها را مدیون سیستم درهم تنیدگی از زمان سنج در مغزمان هستیم.
این سیستم شبیه به کورنومتر هست که به ما میگویدچند ثانیه سپری شده و همینطور ساعتی که ساعت های روز را حساب میکندو تقویمی که ما را از فصل ها مطلع میکند،هر کدام از اینها در نقطه متفاوتی از مغز قرار دارند. سیف زمانی که در غار تاریکش حبس بود.به ابتدائی ترین ساعت در هسته ی سوپراکارزماتیک یا اس سی ان در هیپوتالاموسش رجوع میکرد. اصول کارکرد ش بر اساس چیزی که ما از بررسی مگس سرکه یا موشها میدانیم،این است :پروتئین هایی که ما با نام SCN یا کلاک می شناسیم در طول روز در اس سی ان جمع میشوند، آنها علاوه بر فعال کردن ژن هایی که به ما میگویند بیدار بمانیم ،پروتئین دیگری به اسم ” پر “را تولید می‌کنند. وقتی پر به مقدار کافی انباشته شد. ژنی که کلاک میسازدرا غیر فعال می‌کنند و در نهایت باعث به خواب رفتن ما می شوند و بعد کلاک افت پیدا میکندو در نتیجه تراکم پر دوباره کاهش پیدا میکندو این به کلاک اجازه میدهدکه دوباره بتواندبالا برود و این چرخه را از نو شروع کند گرچه پروتئین های دیگری درگیر هستند اما چرخه روز و شب ما تا حدودی تحت تاثیر این اثر الا کلنگی بین ClKدر روز و PERدر شب به وجود می آید.
برای اینکه دقیق گفته باشیم اس سی ان های ما هم چنین تحت تاثیر اشاره‌های بیرونی مثل غذا سر و صدا و دما تکیه می کنند به اینها زایت گبرها ها میگوییم که به آلمانی یعنی زمان دهندگان، سیف در زیر زمین فاقد بسیاری از این نشانه ها بود اما در زندگی معمول آنها رفتار روزمره ما را تنظیم می کنند.
به عنوان مثال وقتی نور روز به چشم های ما میخورد کمک مان میکندکه از خواب بیدار شویم ،نوری که از طریق عصب بینایی مان به اس سی ان میرسد از دنیای بیرون خبر می دهد بعد از ان هیپوتالاموس تولید ملو تونین ، هورمونی که باعث خواب میشود را متوقف میکند. در همین حین سطح تولید وازوپرسین و نور آدرنالین را در سراسر مغز افزایش میدهد به کنترل چرخه خواب ما کمک می کند.
حدود ساعت ۱۰ صبح دمای رو به افزایش بدن سطح انرژی و هوشیاری بدن ما را افزایش میدهد و در بعد از ظهر هماهنگی میزان فعالیت ماهیچه هایمان را بهبود می بخشد نمایش گر های روشن در شب میتوانندسیگنال ها را گمراه کنند و به همین خاطر که زیاده‌روی در تماشای تلویزیون قبل از خواب خوابیدن را سخت تر میکند .اما گاهی اوقات لازم است که ما در اعلام زمان حتی از این هم دقیق تر باشیم اینجاست که کرنومتری درونی مغز از راه میرسد، یک نظریه در خصوص نحوه عملکرد شامل این نکته میشه که ارتباط بین جفت نورون معین تقریباً همیشه مقدار زمان معینی طول میکشد نورون های موجود در قشر و سایر نواحی در لوب های معین و قابل پیش بینی
با هم در مراوده هستند و قشریث مغز از انها برای تشخیص تغییر مدت زمان سپری شده استفاده میکند همچنین ادراک ما از زمان را به وجود می آورد‌سیف در غار خودش به کشف دیگر ی در این مورد دست یافت.هر روز خودش رو وادار می‌کرد که تا ۱۲۰بشمارد،طوری که سرعت شمردن هر عدد به اندازه یک ثانیه باشد.ولی به مرور زمان
به جای اینکه شمارش اعداد دو دقیقه طول بکشد به پنج دقیقه هم رسید علی رغم تلاش مغز ،سیف برای سرپا نگه داشتنش در زندگی و انزوای یک غار تاریک ادراک ش از زمان رادچار اختلال کرده بود این مارا به این فکر می اندازدکه چه چیزدیگری فهم ما از زمان را تحت تاثیر قرار میدهد و اگر زمان چیزی عینی نیست پس به چه معناست؟
آیا ممکن است هر کدام از ما به شکل متفاوتی تجربه اش کنیم؟ با گذشت زمان که این مسئله مشخص میشود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *