0
09365495434

چرا پیوسته رنج می کشیم؟

اغلب اوقات چیزی در زندگی شخصی مان هست که باعث می شود رنج بکشیم و نمی توانیم این حالت های درونی آشوب احساسی را تغییر دهیم. به نظر شما چرا آنها را تغییر نمی دهیم؟

پاسخ درستی پیش روی ما قرار دارد، ما خود انتخاب می کنیم که در همان شرایط سابق بمانیم چون به حالت احساسی برآمده از آن و به مواد شیمیایی که حالت وجودی را برمی انگیزند، معتاد شده ایم.

بسیاری از ما در موقعیت هایی می مانیم که اندوهگینمان می کنند و احساس می کنیم که راهی نداریم جز رنج کشیدن، همچنین بسیاری از ما تصمیم می گیریم که در موقعیت هایی بمانیم که نوعی حالت ذهنی مشکل دار ایجاد کرده و در تمام طول عمر ما را دچار دردسر می کنند. اینکه ما انتخاب می کنیم یک چیز است، اما اینکه چرا انتخاب می کنیم که این طور زندگی کنیم چیز دیگری است.

دلیل اینکه ما تصمیم می گیریم در یک ذهنیت و نگرش خاص گیر بیفتیم تا حدودی به ژنتیک، طرحواره ها و آموزش و تجربه هایی که از محیط دریافت کرده ایم برمی گردد و تا حدود زیادی به بخشی از مغز مربوط می شود. (بخشی که به واسطه ی افکار و واکنش های ما تثبیت شده است که تصور ما را از امر ممکن محدود می کند مانند گروگانی که در یک هواپیمای ربوده شده قرار دارد، احساس می کنیم بر صندلی تقدیری که خود انتخاب نکرده ایم، سوار شده ایم و کمربند را هم بسته ایم و نمی توانیم تمام امکان های دیگری را که پیش رویمان قرار دارد ببینیم.

افکارتان واقعیتتان را ایجاد می کند این را باور دارید؟ آیا تصویر واضحی از آینده تان دارید؟

شما در یک روز به ۶۰ تا ۷۰ هزار فکر می اندیشید. از بین ۶۰ تا ۷۰ هزار فکری که در یک روز دارید ۹۰٪ آن افکار مربوط به گذشته است. افکار یکسان همیشه منجر به انتخاب های یکسان و رفتارهای یکسان می شوند. رفتارهای مشابه، تجربیات مشابه را ایجاد می کند. تجربیات مشابه، احساسات مشابه ایجاد می کنند و دوباره همان احساسات محرک همان افکار می شوند.

شخصیتتان واقعیت شما را ایجاد می کند، اگر می خواهید واقعیت جدیدی را ایجاد کنید یک زندگی جدید بسازید، باید طرز فکرتان را بررسی کنید و آن را تغییر دهید. لازم است از افکار خودآگاهتان، آگاه شوید و آنها را مشاهده کنید تا باورها، نگرش ها، ارزش ها، خواسته ها، نیازهای احساسات، عادتها و رفتارهای خود را بشناسید. باید با مکانیسم مغز؛ (مدار عصبی، شیمی عصبی تان هورمون های عصبی تان، عملکردهای قسمت های مختلف مغز) آشنا شوید.

باید به احساساتی نگاه کنید که هر روز با آنها زندگی می کنید که به گذشته تان ربط دارد. آیا این احساسات به آینده تان تعلق دارند یا نه؟

بیشتر افراد سعی می کنند که واقعیت جدیدی را با همان شخصیت قبلی ایجاد کنند و این امکان پذیر نیست، به معنای واقعی باید فرد دیگری شوید. مغزتان به گونه ای سازمان بندی شده است که هر چیزی را که در زندگی یاد گرفته اید و تجربه کرده اید بازتاب می کند. مغزتان ثبت وقایع گذشته است. محصول تمام چیزهایی است که تا این لحظه یاد گرفتید و تجربه کردید.

 

دانش قدرت است، دانش راجع به خودتان همان خودسازی است، دانش برای ذهن است و تجربه برای بدن.

عواطف و احساسات نتیجه نهایی تجربیات گذشته هستند.

همه ما می خواهیم تکامل پیدا کنیم، تکامل یعنی تغییر و سازگاری پیدا کردن با محیط، یعنی خارج شدن از گذشته و در حال زندگی کردن و داشتن یک هدف و پارادایم مشخص محیط ما به عنوان انسان تمام آن چیزی است که زندگی ما را شکل می دهد. این واژه تمام شرایط پیچیده ای را شامل می شود که عزیزانمان، موقعیت اجتماعی مان، جایی که در آن زندگی می کنیم، کاری که برای امرار معاش انجام می دهیم، واکنشی که به والدین و فرزندان خود نشان می دهیم و حتی زمانه ای که در آن زندگی می کنیم در آن دخیل هستند. تغییر کردن یعنی بزرگتر بودن از محیط، یعنی پذیرش گذشته و ترک گذشته و خداحافظی با خود قدیمی و ساختن یک خود جديد.

وقتی تغییر می کنیم طرز فکر، نوع رفتار، طرز گفتار، نوع کردار و هستی خود را اصلاح می کنیم. تغییر شخصی مستلزم اراده است و معمولا به این معناست که چیزی در زندگیمان وجود داشته و آن قدر ما را ناراحت کرده که دلمان خواسته وضعیت متفاوت باشد. تکامل یعنی غلبه کردن بر شرایط زندگی با تغییر چیزی در خودمان.

ما می توانیم مغزمان را تغییر دهیم تا دیگر گرفتار واکنش های تکراری، عادت محور و ناسالمی نشویم که در نتیجه وراثت و تجربیات گذشته مان ایجاد شده اند.

توانایی انعطاف مغزی ما از توانایی تغییر ذهن، تغییر خود و تغییر ادراکمان از دنیای پیرامونمان – یعنی ادرا کمان از واقعیت است.

برای دستیابی به این مهم باید طرز کار خودکار و عادت محور مغز را تغییر دهیم. مغز انعطاف بالایی دارد و می تواند در هر زمانی و در هر سن و سالی مسیرهای فکری قدیمی را بسته و مسیرهای جدیدی را احداث کند.

 

نرگس فولادلو

منبع : کتاب بهترین خودت باش– جلد دوم ( مدیریت مغز)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *