0
09365495434

چه سخنان وکارهایی ازسوی والدین به روان کودک آسیب می زنند؟

خوب از کجا بدانیم که والدی یا سرپرستی، مسموم است؟
۸ چیز مسموم که والدین می‌گویند و بر زندگی فرزندشان تاثیر میگذارند:
یک، کلمات اهانت آمیز نسبت به ظاهرشان.
تو” زشتی “زیادی “چاقی” زیادی “کوتاهی” یا زیادی “لاغری” یا موهای زشتی داری، پایین آوردن ارزش فرزند بر اساس ظاهرش فقط موجب کاهش اعتماد به نفس شان نسبت به بدنشان و افزایش نگرانی شان نسبت به ظاهر جسم شان می‌شود. که منجر به مشکلات جدی روانی می‌شود.
وگاهی باعث اختلال در خوردن کودکان می شود. والدین باید به فرزندانشان بیاموزند که صرفنظر از ظاهرشان چگونه خودشان را دوست داشته باشند.
دو، زیر سوال بردن اعمال و حرکات فرزندان، مثل چرا انقدر عجیب و غریب رفتار می کنی؟چرا اونطوری میجویی؟چرا اینطوری حرکت می کنی یا حرف میزنی؟ فرزندان هر چه را که والدین بگویند باور می‌کنند. پس سوالات کنایه آمیز یا سخنان این گونه باعث می شود که فکر کنند عیبی در آنها وجود دارد.
امری که باعث می‌شود کودک در حضور بقیه به سختی بتواند خودش باشد.زمانی که دیگر بزرگسال شده است ، شاید گرفتار رنج و ترسهایی شود که مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد،دیگران به عیوبی که والدینشان به آنها نسبت داده اند پی ببرند.

سه،آرزوهای خودخواهانه:

  • “کاش هرگز به دنیا نیامده بودی”
  • “کاش تو را سقط می کردم”
  • “از داشتنت پشیمانم”
  • “کاش کودک متفاوتی بودی”

والدین هرگز نباید چنین چیزی به فرزند بگویند
چون حس می‌کنند که اصلاً نباید در این دنیا وجود داشته باشند و شایستگی زنده بودن را ندارند
سخنان به قدری برای فرزند و در کل برای انسان آسیب زننده هستند. احساس هویت شان خورد و تضعیف می شود
امری که منجر به خود آزاری و افسردگی زودرس می شود.
در عوض والدین باید حس دوست داشته شدن و ارزشمندی به فرزند بدهند.
چهار؛فرزند تصور کند که یک بار اضافی است.
“تو زیادی خرج روی دست میگذاری”
“نگهداری از تو سخت است”. “مراقبت از تو خسته ام می‌کند”
اگر والدی چنین چیزهایی به فرزندش بگوید
حس می کند که یک بار مسئولیت است،باعث
می‌شود که ناخودآگاه نیازهایشان، احساساتشان و مشکلاتشان را مخفی کنند.
محض اینکه از غضب والدین جلوگیری کنند
با توجه به این موضوع”نیمورز” یک موسسه غیرانتفاعی مراقبت از سلامت کودکان گزارش داده که عدم محبت، علاقه و یا مادیات از عواملی هستند که موجب می شوند برخی از کودکان به دزدی و آزار روی بیاورند.
پنج، مقایسه های ناسالم.
“چرا مثل برادر یا خواهر ات عموزاده ات یا بقیه بچه‌ها نیستی” “بچه های دیگر از تو بهتر اند”
اینها اعتماد به نفس کودک را به طرز قابل توجهی کاهش می دهد و باعث می شود که از هر چقدر هم تلاش کند
اندازه کافی خوب نخواهد بود.
همچنین مقایسه بین خواهرها و برادرها فقط موجب خدشه دار شدن رابطه آنها می شود. باعث می شود که از یکدیگر بیزار شوند و نسبت به هم حسادت می ورزند آنها باید به یک اندازه این حق را داشته باشند که هویت مستقل خودشان را شکل دهند.
شش، کلمات و یا اظهارات توهین آمیز شفاهی
“تو احمقی”، ” تو به درد نخوری” ،” تو بی عرضه ای”
“هرگز موفق نمی شوی”
چنین صفاتی اعتماد به نفس کودک را تخریب می کند. خیلی مهم است که والدین به کودکشان بیاموزند که به خودشان باور داشته باشند.
هفت، تهدید به ترک کردن
“ترکت می کنم “،” تنهایت میگذارم “،”وقتی بیدار شوی دیگر مرا پیدا نمیکنی” ” همین این طوری ناپدید می شوم”
اینها باعث می شود که کودک دچار ترس از وانهادگی شود، انتظار داشته باشد افرادی که دوستشان دارد او را به خاطر شخصیتی که دارد ترک کنند.
وقتی کودک بزرگ شود این باور به صورت ناخودآگاه در ذهنش حک میشود قادر نخواهد بود که روابط پیش رویشان اعتماد کنند و میترسند که هر لحظه با وانهاده شوند.
هشت، وعده های توخالی
“اگه این کار رو بکنی فلان چیز رو برات میخرم”
یا “سری بعدی میبرمت اونجا”
ولی به قولشان عمل نمی کنند. وقتی والدین قولی می‌دهند که به آن عمل نمی کنند اعتماد کودک را از بین می برند کودک فکر می‌کند که آن خیانت شده ، دادن
وعده های توخالی بهترین راه هست برای اینکه کودک
بیاموزد دیگر به هیچ کس در زندگی اعتماد نکند. نتیجه گیری: علیرغم اینکه کلمات صدمه
جسمانی وارد نمی کنند. به شدت بر سلامت روان و احساسات آسیب زننده هستند
کودکی بخش اساسی زندگی هر انسانی است
اما شخصیت مان را شکل می دهد
همینطور رفتارها و باورهای مان را آیا
آزار های این چنینی را تجربه کرده اید؟
چه احساسی در مورد شان دارید؟ کسی را می شناسید که آسیب دیده باشد و دیدن این مقاله برایش مفید باشد؟

این مقاله را به اشتراک بگذاریدتابیشتردیده شود؛تاوالدین دربرخورد بافرزندانشان بیشتر دقت کنند.
نرگس فولادلو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *