0
09365495434

چگونه به ثروت یک میلیون دلاری دست پیدا کردم؟

در عرض هشت هفته من و دوستم موفق به اپلیکیشنی شدیم که فقط در دو ماه یک میلیون کاربر جذب کرد. قابلیت استفاده راحت، ظاهر جذاب و رضایت کاربران چیزی که به عنوان یک کپی از اپلیکیشن به نام فورس کار شروع شد و یک میلیارد دلار درآمد به دنبال داشت.

همۀ اینها قبل از اینکه به ۳۰ سالگی برسم اتفاق افتاد. من در ۳۰ دسامبر ۱۹۸۳ در هالیستون ماساچوسِت در یک خانواده خوشبخت به دنیا آمدم. پدرم معاون منابع انسانی در کمپانی های TJX بوده و مادرم مدیر بازاریابی بسیاری از شرکت های دات کام از جمله مانستِر و زیپ کار بود.

من هم مثل مادرم به تکنولوژی رایانه علاقه داشتم. با انجام بازی های کامپیوتری مثل DOOM شروع به کنجکاوی کردم. بعضی وقت ها برنامه هایی می­ساختم که با آن A و L مسنجر حساب های دوستانم را هک می­کردم.

من همیشه ترفند هایی پیدا می­کردم که بتوانم از آنچه که در آن زمان وجود داشت، برای رفع نیاز هایم استفاده کنم. اما واقعاً انتظار نداشتم که این مهارت و خلاقیت من را به جایی که امروز هستم برساند.

اولین کارم را در زمانی که دبیرستان بودم از یک فروشگاه که سیدی مزیک های قدیمی می­فروخت، شروع کردم. من عاشق موسیقی هستم و آن زمان هم می­خواستم دی جی شوم. بعد کارم در فروشگاه باعث می­شد که خودم را در موسیقی غرق کنم. توانستم چند بار به عنوان دی جی هم کار کنم. بعدش هم به کمک دوستانم به طور یواشکی به کلوپ ها می­رفتیم. چون هنوز ۱۸ سالم نشده بود.

یک چیز را در مورد خودم خیلی خوب میدانم و آن این است که اگر از چیزی خوشم بیاید، خودم را کاملاً درگیر آن می­کنم. و سعی هم می­کنم که همه چیز را در مورد آن بدانم. این یکی از خصوصیات من است. اگر چیزی به مغزم برسد ول کن آن نیستم. این رفتارم باعث شد روی تحصیلم عمیقاً تمرکز کنم. تا وقتی که در دانشگاه اِستَن فور پذیرفته شدم.

بعضی از مردم معتقد­ند که کل آینده ما به مدرسه بستگی دارد. اما برای من مدرسه خیلی خسته کننده و آکادمیک بود. من دنبال چیزی بودم به بتوانم در زندگی روزمره از آن استفاده کنم. من در رشته علوم مدیریت مهندسی فارغ­التحصیل شدم. و در اوقات فراغتم برنامه های تحت وب یا بازی می­ساختم. من همیشه به چشم سرگرمی یا وسیله یادگیری به آنها نگاه می­کردم.

خبر خوب هم این بود که من در جایی تحصیل می­کردم که بزرگترین فناوری های جهان را در یک منطقه داشت: سیلیکُن وَلِی. در دوران تحصیل به عنوان یک کارآموز در جا های مختلف فعالیت می­کردم. که به یاد ماندنی ترین آن عضویت در استارتاپ حوزه پادکست، به نام ئودِئو بود. من چیز های زیادی با بودن در کنار آنها یاد گرفتم. کسانی که بعد ها با گسترش فعالیت هایشان، توییتر را راه اندازی کردند.

در بین آنها اصلاً احساس کار کردن نداشتم. مثل زندگی کردن بود. اما من مصمم بودم چیز های بیشتری کشف کنم، بنابراین پس از فارغ­التحصیل شدن از اِستَن فور وارد کمپانی گوگل شدم. به عنوان مدیر بازاریابی محصول، کارم را شروع کردم و روی محصولاتی مثل تقویم گوگل، جیمیل و داکس کار کردم.

اول کار از حضورم در آنجا هیجان زده بودم اما بعد از گذشت دو سال، احساس خستگی می­کردم و به شدت دوست داشتم کار دیگری انجام دهم. دوست داشتم یک چیز جالب خلق کنم و تبدیل به یک کارآفرین شوم، نه فقط در یک شرکت کار بکنم.

پس وقتی چند تا از کارمند ها، شرکت را برای شروع استارتاپ خودشان ترک کردند، من هم شانس خود را برای امتحان چیز های جدید و رشد کردن امتحان کردم. پس کارم را در گوگل ترک کردم و در استارتاپ دِکس اِستوپ به عنوان مشاور و بازاریاب محصول شروع به کار کردم.

از آنجایی که من هیچ آموزش کامپیوتری ندیده بودم، نمی­توانستم کُد بزنم. خوشبختانه حضور در این استارتاپ باعث شد من از برنامه نویس ها کد نویسی را یاد بگیرم و آخر هفته ها و شب ها زمانی را برای ساختن اَپ خودم بکنم.

و آن اپلیکیشنی برای اشتراک گذاری عکس بود. آن یک طرح اولیه بود اما به من این قدرت را داد که یکی از بهترین و پرکاربرد ترین اپلیکیشن های دنیا را بسازم. متوجه شدم اپلیکیشنی که ساختم، همۀ چیز های لازم برای یک شبکه اجتماعی شدن را دارد.

تنها چیزی که لازم داشتم، زمان کافی بود. چون به طور تمام وقت شاغل بودم. همچنین برای ساخت اپلیکیشن به پول نیاز داشتم. در یک مهمانی استارتاپی با دو سرمایه­گذار آشنا شدم. نمونۀ اولیه را به آنها نشان دادم و آنها هم خوششان آمد.

با هیجان از کارم استعفاء دادم تا روی محصول خودم کار کنم. در عرض دو هفته توانستم ۵۰۰ هزار دلار از سرمایه­گذار ها بگیرم. حالا پول و زمان کافی برای ساخت اپلیکیشنم را در اختیار داشتم. تنها چیزی که نیاز داشتم یک تیم بود. در سال ۲۰۱۰ یکی از دوستان دوران دانشگاه، مایک کرایگِر را پیدا کردم.

در آن زمان مایک برای کمپانی ویوو کار های UI و UX را انجام می­داد. وقتی در مورد اپلیکیشن ام برایش توضیح دادم، او هم از کارش استعفاء داد و به من ملحق شد. البته او معتقد بود که ابید تغییراتی در محصول داده شود. برای همین هم شروع به بررسی بیشتر محصول کردیم.

مایک به من کمک کرد به نکات مهمی توجه کنم. در آن زمان به اپلیکیشن ما توجه زیادی شد. اما شباهت زیادی هم به اپلیکیشن دیگری داشت. محصول مان به هم ریخته و نا مرتب بود و همچنین دوست نداشتم محصول ما مثل اپلیکیشن های دیگر باشد. من یک برنامه جدید و متفاوت می­خواستم.

بنابراین ریسک بزرگی کردیم و کار را از اول شروع کردیم و محصول جدیدی تولید کردیم و فقط روی یک چیز متمرکز شدیم؛ عکس ها. در نهایت تعجب، کارمان خیلی خوب پیشرفت و توانستیم موفق ترین اپلیکیشن آنلاین را تولید کنیم؛ اینستاگرام.

این اسم از دو کلمۀ INSTANT به معنای فوری و TELEGRAM گرفته شده است. یک اسم ساده که به راحتی به خاطر سپرده می­شود. ما یک هفته وقت گذاشتیم و روی شیوه های عکاسی کار کردیم تا بفهمیم چه چیزی بیشتر از همه مورد پسند کاربران است و متوجه استقبال مردم از فیلتر های روی عکس ها شدیم.

طی هشت هفته موفق به تکمیل اینستاگرام شدیم، با همراهی دوستانمان آن را تست کردیم و مشکلات آن را حل کردیم. در ششم اکتبر ۲۰۱۰ ما اینستاگرام را در سیستم عامل IOS منتشر کردیم. فردای آن روز ما تبدیل به پر کاربردترین شبکه اجتماعی اشتراک عکس شدیم.

در اول کار فقط افراد عکاس تصاویرشان را به اشتراک می­گذاشتند، اما وقتی افراد مشهور هم شروع به استفاده از اپلیکیشن کردند فهمیدیم که داریم موفق می­شویم. در عرض یک هفته اینستاگرام بیش از صد هزار بار دانلود شد و این تعداد در یک ماه به بیش از یک میلیون کاربر رسید.

سرمایه­گذار ها شروع به دادن پیشنهاد های میلیونی کردند که واقعاً دیوانه کننده بود! چون در آن زمان ما فقط ده نفر بودیم که روی برنامه کار می­کردیم؛ بزرگترین پیشنهاد برای شرکت فیس بوک در سال ۲۰۱۲ بود که نتوانستیم آن را رد کنیم.

آنها برنامه ما را که تولید آن هشت هفته طول کشیده بود را به قیمت یک میلیارد دلار خریدند. همۀ اینها زمانی اتفاق افتاد که هنوز به ۳۰ سالگی نرسیده بودم. امروزه اینستاگرام بیش از ۸۰۰ میلیون کاربر دارد که روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون استوری می­گذارند. ۹۵ میلیون عکس در روز پست می­کنند و ۵/۴ میلیارد بار لایک می­گیرند.

وقتی مردم از من می­پرسند چه چیزی باعث شد اینستاگرام اینقدر پیشرفت کند، من فقط یک جواب برایشان دارم. هر کسی می­تواند یک سایت اشتراک گذاری عکس داشته باشد، اما جامعۀ ما بزرگترین سرمایۀ ماست و ما باید از آن حفاظت کنیم. پس برای شادی مردم تلاش کنیم.

من کِوین سیستِروم هستم به همراه دوستم مایک کرایگِر، اپلیکیشن اینستاگرام را تولید کردیم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *