0
09365495434

داشتن آگاهی در مورد راه حل مشکلات چه کمکی به ما می کند؟

هرگز برای برخورد با مسائل انسانی و حل و فصل آن ها تنها دو راه حل وجود ندارد. هفت راه حل وجود دارد. شاید هم نوزده راه حل و یا یک صد راه حل وجود داشته باشد.گاه برای حل یک معما یا یک مساله در زمینه ی روابط در زندگی به قوه ی تخیل و تصور احتیاج داریم.

ممکن است شما فردی باشید که درصورت داشتن مشکل، تقاضای کمک کنید. از همه ی توان فکر خودتان برای حل مسائل استفاده نکنید اما برای حل مسائل دیگران بیشترین توانمندی خود را به کار بگیرید. اگر به اندازه کافی مشوش و عصبانی باشید ممکن است اصولا فکر نکنید . در این زمان یقه ی یک آدم خوش فکر را می گیرید و از او می پرسید اگر جای من باشد چه می کند. اگر در موقعیت آرام تری قرار داشته باشید، دقیقا همان شخص صاحب اندیشه ای هستید که دیگران به او نیاز دارند.

بعضی ها معتقدند که هر کس باید کار خودش را انجام دهد، اما خودکفایی احساسی نیست که شاید شما از آن خوشتان بیاید. اشخاصموظفند که به یکدیگر کمک کنندو اگر روحیه ی خوبی نداریم ، اگر با مشکلات احساسی و عاطفی رو به رو هستیم میتوانی از یک ناجی که بر سر راهمان سبز می شود استفاده کنیم. بعد وقتی در شرایط بهتری قرار گرفتیم می توانیم در صورت تمایل از شخص دیگری کمک بگیریم.

آن چه که از آن خجالت میکشیم و فکر می کنیم موضوعی منحصرا مربوط به ماست، اغلب فراگیر است و دامن گیر اشخاص متعددی می شود. توجه کردن به تلاش های دیگران مفید است و این را هم به خاطر داشته باشید بیش از آن حد که باهم تفاوت دارند به هم شبیه هستند.

یکی از موضوعاتی که ممکن است ذهن هر فردی را به خود مشغول سازد، مساله ازدواج و یافتن فرد مناسبی است که در کنار او احساس آرامش و رضایت داشته باشید.ممکن است خیلی ها تصویر دقیقی از شریک زندگی مورد علاقه شان نداشته باشند، اما همه ی ما می دانیم که دنبال چگونه همسری هستیم. در حالی که سلیقه های اشخاص باهم متفاوت است. اما همه ی ما خواهان همسری عاقل، وفادار ، قابل اعتماد، دوست داشتنی ، فعال ، حساس ، یکرنگ و آَکار، مهربان، پرتوجه و شایسته و مسئول هستیم. شما نمی توانید دختری را پیدا کنید که بگوید دنبال همسری بدون احساس مسئوولیت ، سرد و نچسب ، بداخلاق و شلخته می گردد. اما میان کسی که می گوییم خواهان او هستیم و کسی که به واقع به او جلب می شویم معمولا تفاوت وجود دارد.

معمولا از میان ما زنان ، کسانی پیدا می شوند که همسران خود را با همان دقت و موشکافی که برای خرید یک اتومبیل به کار می برند، انتخاب می کنند. عوامل ناخودآگاه عدیده ای در این امر دخیل هستند. یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده ی انتخاب همسر، شرایطی است که ما در خانه ی پدری خود تجربه کردیم. کیفیت و روابط مادر و پدر ما با یکدیگر، رابطه ی آن ها با ما و رابطه ی آن ها با خانواده های خودشان نقش آفرین می شوند. در ضمن ما به شدت تحت تاثیر نقش های جنسیتی هستیم. برای ما برداشتی که از دو جنس مذکر و مونث داریم بسیار مهم است و این برداشت ها به سهم خود بستگی به این دارند که در چه خانواده ، طبقه ی اجتماعی و یا قومی زندگی کرده ایم.

زمان هم موضوع مهمی است و در مواقعی که با شرایط دشوار احساسی و عاطفی رو به رو می شویم ممکن است بدون تامل و اندیشه عاشق شویم. نمونه اش زمانی است که عزیزی را از دست می دهیم. در این مواقع نمی توانیم به درستی فکر کنیم و یا ممکن است در رابطه ای تن به سازش بیش از اندازه بدهیم و یا با هدر دادن انرژی خود در مقام تغییر دادن شریک زندگی مان برآییم. ممکن است با خود به این نتیجه برسیم که بودنِ مرد، با هر خوی و خصلتی از بی مرد بودن بهتر است. ممکن است تصور کنیم در شرایط برابری میان جنسیت ها، روابط با مردان به شکل متفاوتی در می آید.

 

تجربه تاریخی نشان می دهد زنان معمولا با نشان دادن از خود گذشتگی “ما” را جایگزین “من” می کنند و حال آن که مردها بر عکس این عمل می کنند و جای “ما” را با “من” عوض می کنند. بسیاری از زنان هنوز درگیر روابطی می شوند که خواسته ها، باورها، اولویت ها آرزوهایشان زیر فشارهای رابطه با مرد پایمال می شود. البته همه ی روابط، نیازمند انعطاف پذیری و بده بستان هستند. ما همیشه آن چیزهایی را که می خواهیم به دست نمی آوریم اما وقتی بیش از پنجاه درصد از خواسته هایمان را نادیده بگیریم با مشکلاتی رو به رو هستیم.

بسیاری از زنان با فرض این که رابطه با مردان می تواند بیشترین میزان شادی و نشاط را برایشان داشته باشد، وقتی می بینند که رابطه ی زناشویی شان اغلب منجر به رنج و تالم می شود، ناامید می شوند. با وجود این بسیاری از آنان هنوز به من می گویند که آن ها بیش از اندازه عاشق بوده اند یا به اندازه کافی عشق را احساس نکرده اند و یا همسر نامناسبی اختیار کرده اند. اما اگر ما طرف مقابل را زیر فشار بگذاریم که به ما بپیوندد و خواهان صمیمیت شود، به ای نتیجه نمی رسیم. از سوی دیگر با تلاش برای تغییر دادن مردان هم موفق نمی شویم. بهترین راه حل برای کار کردن روی روابط صمیمانه، کار کردن روی خویشتن است. ما باید بیاموزیم که در اوقات دشوار به خوبی فکر کنیم و از نقش خود در رابطه ای که در آن به دشواری و مرارت رسیده ایم آگاه شویم و وقتی روش های قبلی ما به بهبود رابطه مان کمک نمی کند در روابط مان تجدید نظر می کنیم.

 

تمام روابط در حکم آزمایشگاهی هستند که می توانیم در آن مسایل مان را حل کنیم، اقدامات شجاعانه بکنیم و به تعریفی از خود برسیم . حتی برداشتن قدم هایی کوتاه به ما امکان شناخت بهتر خودمان و همسرمان را می دهد. این اقدام مفیدی است که باید انجام دهیم، چه در بلند مدت روابط مان را حفظ کنیم یا آن را پایان دهیم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *