0
09365495434

نقش و تاثیر خودباوری در کارآفرینی

خودباوری یک عامل وادارکننده در عملکرد اعضای یک مجموعه است. خودباوری تأثیر انتظار خود شخص از توانایی های خویش است. بدین معنی که عقاید شخصی در مورد توانایی فرد و خودباوری پیرامون عملکرد خود، به طور گسترده ای عملکرد آن شخص را تعیین می کند. به یاد داشته باشیم که جهان نیازمند آفتاب لبخندهای هرچه بیشتر است، یادمان باشد که سهم خود را ادا کنیم.

آفرینندگی مستلزم دو عامل است: یکی اعتماد به نفس برای آموختن چیزهایی که نمی دانیم و دوم شجاعت برای رویارویی با شکست. با این حال، براساس تحقیقات صورت گرفته، موفق ترین کارآفرینان در ویژگی های شخصیتی مشخصی چون خلاقیت، فداکاری، اراده، انعطاف پذیری، رهبری، اشتیاق، خودباوری و «عقل سلیم و ذکاوت» با هم نقاط مشترکی دارند.

خودباوری از برنامه ریزی، تجربه و دانش کارآفرین نشأت می گیرد. کارآفرینان خودباور قادرند بدون صرفنظر از دیدگاه و نظر خود، به سخنان دیگران گوش فرا دهند.

● خودباوری و انواع آن

خودباوری یعنی این که شما احساس کنید شایسته هستید که از مواهب خوب زندگی بهره مند شوید، و همچنین معنی آن این است که اعتماد دارید می توانید به عمیق ترین نیازها و هدف های خود دست یابید. این فقط یک واژه نیست. یک کلید طلایی برای ورود به بزرگراه موفقیت است. اگر توانایی هایی که خداوند به شما داده را بشناسید و از آن استفاده کنید، باور خواهید کرد که شما هم می توانید. این باور به تدریج در شما یک نیروی جدید تولید می کند که نام آن خودباوری است. برای شکوفایی استعدادها و به کارگیری آنها نیاز به این خودباوری دارید. کسانی که خودشان را باور نداشته باشند، دچار مشکلاتی می شوند. مثلا به جای استفاده از مهارت ها، به دنبال کلاس گذاشتن با تلفن همراه، جدیدترین پیامک ها و بلوتوث ها، تیپ زدن های جورواجور، جلب توجه کردن های منفی و… می روند. از طرف دیگر، گروهی که خودشان را زیادتر از توانایی واقعی قبول دارند، ممکن است دچار خودخواهی و خودستایی شوند.

خودباوری، اعتماد به نفس یا هر نام دیگری که برای پذیرش از خود، به صورت مثبت بگذاریم نمی توان از اهمیت آن غافل ماند البته نباید خودباوری را با حالاتی مانند خودپسندی یا غرور یکی دانست و به طور قطع تفاوتهای چشمگیری میان این موارد موجود است خودباوری را از یک سو می توان در آموزه های مذهبی، آیات، روایات و کلام معصومین یافت که بر آن تأکید بسیاری شده است به گونه ای که حتی بسیاری از روشنفکران مذهبی بر این باورند که جهان غرب معانی و مفاهیمی از قبیل اعتماد به نفس را از اسلام گرفته است. باید مراقب لیز خوردن ها هم باشید و با کمک دیگران و نیز افزایش معلومات خودتان، به آن دست یابید. تمام تلاش ها، برای رسیدن به خودشکوفایی است. می دانیم که نیروهایی از طرف خداوند در ما قرار داده شده است. اگر مسیر درست را طی کنیم، می توانیم این نیروها را در خود رشد داده و شکوفا کنیم. شکوفه های درخت موفقیت، با شناختن توانایی ها و باور کردن آنها، تبدیل به میوه موفقیت و کامیابی می شوند. البته از ویتامین های معنوی هم باید استفاده کرد.

خودباوری یا اعتماد به نفس، افکار و احساسات درمورد میزان توانایی فرد در هنگام تصمیم گیری و ادامه یک کار خاص می باشد و ممکن است در زمینه ای در فرد وجود داشته باشد و درزمینه ای دیگر نباشد. و اینطور نیست که بعضی ها خودباوری دارند و بعضی ندارند، بلکه درهمه افراد وجود دارد و همه به آنچه می اندیشند اعتماد دارند اما تفاوتشان درمثبت و یا منفی بودن خودباوریشان است.

خودباوری خود به چهار دسته تقسیم می شود:

خودباوری انسانی، خودباوری اعتقادی، خودباوری ملی و، خودباوری فردی.

● کارآفرینان خودباور

کارآفرینان خودباورند و به خاطر این ویژگی خود شهرت دارند.آن ها بر این باورند که می توانند انتظارات دیگران را برآورده کنند. به عبارت دیگر، امکان موفقیت خود را بیش از آن چیزی که هست، درنظر می گیرند. ظاهراً کار آفرینان واقعی به خاطر اعتماد به نفس بالایی که درخود می بینند و برای دیگران غیرقابل لمس است، موفق می شوند. خودباوری کار آفرین را می توان در دسته نوع اول کارآفرینی جای داد.

خودباوری همواره یک نیاز بسیار مهم روانی به شمار رفته و به صورت یک نیاز فوری اقتصادی در آمده است. برای هماهنگ شدن با دنیای پیچیده چالشی و رقابتی این زمانه باید به صفت خودباوری متصف بود.

اینک ما در دنیایی زندگی می کنیم که اقتصاد آن جهانی و مشخصات آن از این قرار است: دگرگونی سریع پیشرفت های پی درپی علمی و تکنولوژیک و رقابت در حد و اندازه ای که تاکنون سابقه نداشته است.

این پیشرفت ها، نیاز به تعلیم و تربیت و آموزش را در قیاس با نسل های قبل بیشتر کرده است و هر کس که با کسب و کار رابطه داشته باشد، براین امر واقف است، اما نکته ای که به خوبی درک نشده، این است که پیشرفت ها به نوبه خود، نیازهای دیگری را بر منابع روانشناختی ما تحمیل می کنند. به خصوص لازمه پیش رفت، داشتن ظرفیت بیشتر برای نوآوری، خود مدیریت، مسئولیت شخصی و خودیابی است. داشتن این ظرفیت ها برای همه افراد خواه مدیریت ارشد، خواه سرپرستان و حتی تازه کاران لازم است.

در سازمان های جدید از این پس چنان نیست که شماری اندک فکر کنند و شماری انبوه فرمایش آنها را اجرا کنند امروزه علاوه بر دانش و مهارت که شرط همکاری با هر سازمان است، سازمانها به استقلال،خوداتکایی، اعتماد به نفس و ظرفیت ابتکار و دریک کلام خودباوری نیازمندند. به بیان دیگر امروزه از نظر اقتصادی به انبوه افرادی نیازداریم که دارای حداقلی از خودباوری باشند.

● اصول خودباوری

خودباوری اولین چیزی است که باید اتفاق بیافتد مطمئن باشید اگر خودتان را باور داشته باشید هیچ غیر ممکنی وجود نخواهد داشت.

خودباوری به این معنی است که چگونه به خود نگاه کرده و براساس این نگاه چه احساسی پیدا می کنید ویژگی های جسمانی و بدنی، تواناییها و مهارتها، ویژگیهای منفی و نقاط ضعف،افکار، احساسات، باورها و اهداف هر شخص از جمله اجزاء خودباوری هستند. این مهارت به انسانها کمک می کنند که افراد بتوانند احساسات خود را کنترل نمایند و در برقراری رابطه موثر با دیگران موفق تر عمل نمایند.

خودباوری درست و سازنده، شرط بسیار مهمی برای خوشبختی و رضایت خاطر انسانهاست و نبود خودباوری باعث بروز بیماری و احساس عدم خوشبختی می شود.

این خودباوری، در مقابل فرار از واقعیت، فرار از مشکلات و مسائل، ترس از هر چیز جدید و تازه و عملی نشدن تصمیمات گرفته شده، تعریف می شود.

چنانچه بخواهیم به طور درست و کامل به خودباوری دست یابیم باید دست کم به هفت اصل اساسی توجه کنیم و آنها را به کار بندیم، این اصول که مدل هفت نامیده می شود از این قرار است:

احترام، مسئولیت و منابع، خطرپذیری، قدرشناسی و پاداش، مناسبات، نمادسازی، نوسازی بین این اصول خاصیت هم افزایی وجود دارد و مدل به شرطی ثمربخش است که اجزا و عناصر آن تواماً تحقق یابند.

● تأثیر خودباوری در کارآفرینی

همه ما واژه اعتماد به نفس را شنیده ایم و درباره آن چیزهایی می دانیم.

این که اعتماد به نفس به فرد کمک می کند عملکرد بهتر و مثبتی داشته باشد و بتواند چالش های پیش رو را به بهترین نحو پشت سربگذارد.،اما بسیار پیش آمده که در هنگام مشکلات و گرفتاری ها، به هنگام ناکامی و تلخ کامی خود را سرزنش کرده ایم، به خود تشر زده ایم، منفی بافی کرده ایم، به دنبال مقصر گشته ایم و از این قبیل. در چنین شرایطی در واقع آن چه از توانایی ها مان پیش بینی کرده بوده ایم، تحقق پیدا نکرده و عینیت نیافته است.

اعتمادبه نفس مان تخریب شده و برای روبه رو شدن با چالش های بعدی هراس داریم و از ناکامی دوباره می ترسیم. در واقع اعتمادبه نفس مان را از دست داده ایم. بی آن که درباره آن فکر کرده باشیم. بحث اعتماد به نفس چنان اهمیتی د رعلوم رفتاری و انسانی پیدا کرده است که یکی از پایه های اصلی پیشرفت و توسعه جوامع معرفی می شود. اگر بنا باشد توسعه بر دوش نیروی انسانی کارآمد، محقق، پرتوان و پویا باشد این نیروی انسانی بدون اعتماد به نفس قطعاً موتور محرکه ای برای حرکت نخواهد داشت. از این رو باید اعتمادبه نفس را بار دیگر واکاوی کرد تا اهمیت آن را دریافت.

این بحث هم در حوزه روان شناسی و هم در حوزه جامعه شناسی مطرح است. از منظر روان شناسی به شناسایی توانمندی ها و قابلیت های فردی مربوط می شود تا که در مرحله بعد فرد بتواند توانایی های بالقوه خود را به بالفعل تبدیل کند و در حوزه جامعه شناسی نیز برداشت و نگرش جامعه به فرد است که از او چه انتظاراتی و توقعاتی دارد و چگونه می خواهد از قابلیت های او استفاده کند.

طبیعی است که این مفهوم پردامنه و فراگیر تمامی ابعاد شخصیت فردی را تحت تأثیر قرار می دهد و کمک می کند فرد بتواند به ارزیابی دقیق توانایی های خود نایل آید و از آن ها بهره برداری کند. نگرش جامعه، بسیاری از اوقات نگرش فرد در مورد توانایی های خود را تحت تأثیر قرارمی دهد.

● از خودباوری تا کارآفرینی

امروزه جوامع با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبرو هستند. تحولات و دگرگونیهای نظام اجتماعی- اقتصادی عصر حاضر، ناشی از پیشرفتهای شگرف علمی و تکنولوژیک است که به نوبه خود منجر به دیدگاه ها و ضرورت های جدیدی شده است. برای پاسخ به این نیازها و همراهی با تحولات و دگرگونی های مزبور، دیگر نمی توان به روشها و فرایندهای موجود اکتفا کرد. از این رو تضمین و تداوم حیات و بقای جوامع، نیازمند ارائه راه ها و روشهای جدید به منظور مقابله با مشکلات است. به همین خاطر است که نوآوری، ابداع، تولید محصول جدید، فرایندها و روشهای نو، بیش از پیش ضرورت می یابد و به منظور استفاده بهینه از توانایی های زنان و دستیابی به توسعه اقتصادی، دولتها باید نقش کارآفرینی زنان را در توسعه همه جانبه به ویژه توسعه اقتصادی تقویت نمایند. در این راستا سیاستهای حمایتی مناسب در تقویت ویژگی های کارآفرینانه و بقای روحیه کارآفرینی در میان زنان نقش مهمی ایفا می کند. امروزه در عرصه جهانی، زنان خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان، منشا تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادی، قهرمانان ملی و توسعه دهندگان صنعتی، مشوقان سرمایه گذاری، عاملین ایجاد اشتغال، گزینه های اصلی انتقال فناوری و عاملین رفع خلل و تنگناهای بازار، تبیین یافته است. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت درمی آیند، از این رو پرورش نیروهای خلاق و نوآور، یکی از مباحث مهم در عرصه صنعت، خدمات و دانشگاه می باشد.

عصر حاضر، عصر دانایی و خلاقیت و عصر تلفیق اندیشه ها و ابتکارات است و توجه به کارآفرینی در توسعه و پیشرفت بسیار اهمیت دارد. کارآفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر جوامع بشری است؛ منبعی که به توان و خلاقیت انسانها برمی گردد.

افزایش میزان توجه مدیران به این موضوع حساس و ضروری در جامعه در حال رشد ما، زمینه مناسبی برای بروز استعدادهای کارآفرین، به منظور توسعه اقتصادی کشور فراهم خواهد ساخت. تا از این طریق بتوان هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها و پایان ناپذیر به نحو احسن استفاده نمود.

● نقش خودباوری در دید کارآفرین

مرکز کنترل به این معنی است که دید یک شخص نسبت به عوامل و اتفاقات پیرامون او چگونه است، یا به عبارتی کنترل این اتفاقات و پیشامدها را از کجا می داند. لذا دو دیدگاه در این مورد وجود دارد که شامل مرکز کنترل خارجی و مرکز کنترل داخلی است. افرادی که معتقد به مرکز کنترل خارجی هستند، معتقدند که این اتفاقات براساس شانس، خوش شانسی و یا بدشانسی اتفاق می افتند و تصمیم و کارهای خود را در آن بی اثر و بی نتیجه می دانند. گروه دوم یعنی افرادی که دارای مرکز کنترل داخلی هستند، معتقدند که پیشامدهای پیرامون آنها تماما ناشی از رفتار خودشان است و خود را در به وقوع پیوستن و یا نپیوستن این پیشامدها موثر می دانند. البته لازم به ذکر است که معمولا افراد به طور مطلق یکی از این دو دیدگاه را قبول ندارند، بلکه طرز تفکر آنها به صورت بازه ای بین این دو دیدگاه قرار دارد. تحقیقات نشان داده است که افراد کارآفرین معمولا بیشتر از سایر افراد دارای مرکز کنترل داخلی می باشند. از این رو خود را مسئول تمامی اتفاقاتی که پیرامون آنها رخ می دهد، می دانند. لازم به ذکر است که برخی از صاحبنظران معتقدند که در مورد مرکز کنترل داخلی فرقی بین کارآفرینان و مدیران وجود ندارد و مدیران نیز دارای این خصوصیت هستند.

● نمونه تاثیر خودباوری در کارآفرین موفق

سخت نگیرید، این حرفه نیز مانند کارهای دیگر نیازمند دانش و مهارت و تجربه است. در واقع ترس از شکست، مشکل اغلب اعضای این حرفه است. حجم بالای مبادلات تجاری، فضای رقابتی و پویای بازارهای تجاری و مدیریت بحران و هدایت تیم وظیفه بسیار دشواری را برعهده مدیر می گذارد. اما همیشه هم نباید فضای کاری را تا این اندازه حساس جلوه داد. اگر روند آغاز به کار و تبادلات تجاری آگاهانه و با مشاوره افراد کارشناس و باتجربه اجرا شود، قطعا نتیجه مطلوبی خواهد داشت. هیچ کس نمی تواند بگوید که پس از گذراندن دوره های مختلف و کسب مهارت های لازم در دانشکده و محیط کار به آمادگی صددرصد رسیده است و دیگر احتیاجی به تیم های مشاوره، بازاریابی و اصول حرفه ای ندارد. همه ما در مقطعی از حرفه و فعالیت، تحصیل و مهارت می توانیم موفق شویم، اما این امر حادثه ای تکرارناپذیر است. برای رسیدن به موفقیت، تیمی منسجم و گروهی کارآزموده نیاز داریم که همیشه همراه ما باشند و معایب روند تجارت را برای ما بازگو کند.

از خطاها نهراسید و به حرکت در مسیر موفقیت ادامه دهید، بی شک مردان بزرگ امروز، همان افراد خلاق دیروز بوده اند که با آزمون و خطاهای مختلف، در نهایت مسیر موفقیت را بازیافته اند.

به خودتان و کارتان اعتماد داشته باشید، نخستین رمز موفقیت، خودباوری و ارزش های فردی است.

از مشاغل تجاری کوچک، اما عقاید و باورهای بزرگ، فعالیت تجاری خویش را آغاز کنید. برای به دست آوردن موفقیت باید بهای آن را نیز پرداخت.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *