0
09365495434

چرا نمیتوانم تغییر کنم؟

سخت ترین قسمت تغییر
این که انتخاب های که دیروز کردی رو دوباره انجام ندی
و لحظه ای که تصمیم میگیری دیگه مثل قبل فکر نکنی
همون انتخاب ها را انجام ندهی
همونطور عمل نکنی
و همان تجربه ها را ایجاد نکنید و با همون احساسات گذشته زندگی نکنی

یه حس ناخوشایند بهت میده
یه حس ناآشنا بهت میده
حس شک و تردید و غیرقابل پیش‌بینی بودن داری
لحظه ای که این حس ناخوشایند بهت دست میده
تو به رودخانه تغییر پا گذاشتی
ولی بیشتر مردم به محض اینکه این حس ناخوشایند سراغشون میاد
سریع برمیگردن به حالت آشنای قدیمی که ذهن و بدن داشتن
مثل قبلاً فکر می کنند مثل قبلا عمل می کنند
و مثل قبلاً احساس میکنند و میگن این درسته
ولی نه این که فقط آشنا به نظر میاد
حالا گذر از من قدیمی به من جدید به عصب شناسی مربوطه
به شیمی و زیست شناسی بدن مربوط میشه
به هورمون ها و حتی مرگ ژنتیکی من قدیمی مربوط میشه
این جای خالی این مکان شک و تردید
این چیزی ناشناخته بهترین مکان برای ساختمان جدیده
و اگه من و شما به این حالت ناشناخته عادت کنیم
تصمیم بگیریم که می‌خواهیم کی باشیم
به عبارت دیگه خیلی از مردم وقتی که این حالت ناشناخته هستند میگن
من نمیتونم آینده ام را پیش بینی کنم
این حالت به نظر من خوب نیست
بهترین روش برای پیش بینی آینده اینه که خودتون رو بسازید
نه در حالت شناخته شده بلکه در حالت ناشناخته
پس چی میشه اگه الان بگی
من چه افکاری رو می خوام تو ذهن بکارم و پرورش بدم
می خوام از خودم نشون بدم
اگه تو چشمات رو ببندی و بهش فکر کنی که میخوای چطور عمل کنی
فقط تمرین ذهنی اینکه می خوای که آدمی باشی
مدارهای عصبی جدید اتوماتیک ایجاد میکنه
طوری که انگار این تجربه همین الان اتفاق افتاده
یعنی مدارهای مغزی آماده شده تا دیگر در گذشته زندگی نکنه
بلکه الان دیگه در آینده زندگی کنه.

تهیه و تنظیم:
نرگس فولادلو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *