0
09365495434

چگونه در هنگام مشاجرات منطقی برخورد کنیم؟

طبیعت انسان به گونه ای است که تا ابد نمی تواند دعوا نکند و مشاجرات را کنار بگذارد، اما شاید راهی باشد که بشود مشاجرات را به تبادل نظرها و بحث‌های عاقلانه تبدیل کرد.زمانی که ما خودخواهی،بدجنسی و کم توجهی همسرمان را می بینیم، ناخودآگاه بحث ها شروع میشوند و شدیدا وسوسه میشیم با همون قدرت مقابله به مثل کنیم.

بخاطر اینکه ما آدم ضعیف و کوچیکی نیستیم، ما صدمه دیدیم و حالا باید تلافی کنیم و همونطور که ما را اذیت کرده ما هم ماباید او را آزار دهیم، که روشهای آزار دادن در هر فردی متفاوت است، بعضی ها فریاد میزنن،بعضی ها قهر میکنن و در خودشون فرو کردن. ولی اساس همه اینها یک چیز هست ما آزار دیدیم و حالا باید طرف مقابلمان را تنبیه کنیم، ما باید در این مرحله از خودمان بپرسیم دنبال چه هستیم، چون خانه ما دادگاه جنائی با دفتر مدیر مدرسه نیست و قرار هم نیست ما عدالت را در تمام دنیا گسترش بدهیم،چیزی که ما در این مرحله به دنبالش هستیم خیلی حساس تر از این حرفاست، ما میخایم همسرمان ما را همه طور دوست داشته باشد و مهربان باشد ، به همین دلیل است که در را میکوبیم یا ناسزا میگیم یا از صبح تا شب به او بی محلی می کنیم، عجیب است که وقتی آزرده شدیم، آخرین کاری که می کنیم این است که بگوئیم آزرده ایم، چون بنطرمان اگر به کسی که احساسمان را زخمی کرده است بگوئیم که احساسمان جریحه دار شده، باعث ضعف و تحقیرمان می شود، در این حالت ما از نشون دادن ضعفمان به کسی که ممکن است از آن سواستفاده کند طفره میرویم. این موضوع منطقی به نظر میرسد اما اصلا کمک کننده نیست،ما فقط بخاطر داشتن حس امنیت در رابطه نیستیم، بلکه ما در رابطه هستیم تا ارتباط برقرار کنیم، یک رفتار مجازات گرانه ممکن است ما را شکست ناپذیر نشان دهد، اما هرگز به شکل گیری عشق و تفاهمی که در رابطه دونفرمان به دنبالش هستیم هیچ کمکی نمیکند،

البته یک رویکرد دیگه هم به ذهن میرسد.شاید باید در زمانی که همسرمان ما را رنجاند به جای مقابله به مثل، با صمیمیت و آرامش آزردگی خاطر و ترسمان را بیان کنیم، به جای اینکه عصبانی شویم، بهتر است برویم سر اصل مطلب و چیزی که آزارمان میدهد در دو بخش بیان کنیم، اول باید بگیم که من از شخصی که تا این حد بهش اعتماد دارم و به این شکل با من رفتار کرده است خیلی رنجیده ام و در مرحله بعد باید حرفی را بزنیم که سختتر است باید بگیم که من میترسم احساستم را به کسی که می تواند تا این حد و اندازه من را بیازارد نشان بدهم، این کار شما باعث به فکرفرورفتن همسرتان شود، شما رفتار مشابهی نشان ندادید، توهین نکردید، عکس‌العمل نشان ندادید که باعث شود حالت تدافعی به خودش بگیرد و یک مشاجره جدید را شروع کند در این حالت ما صمیمی و صادق بودیم، حالت تهاجمی نداشتیم، التماس نکردیم، زیادی سختگیر نبودیم،ضعیف نبودیم، دعوا نکردیم و سرهم خم نکردیم و تنها مقابلش ایستادیم و احساساتمان و ناراحتی مان و ترسهایمان را با صداقت و خونسردی بیان کردیم، بعضی وقتها مشاجرات تمامی ندارند، هیچ کدام از طرفین اقرار نمی کنند که رفتارشان از سر بر بودنشان نیست و فقط نارحت اند.
مثلا موضوعی مثل ساعت رفتن به فرودگاه یا اینکه نوبت کیه ظرف بشوره دلیل اصلی شروع دعوا نیست، بلکه ان چیزی که باعث بحث و جدل میشود این است که هر دو طرف احساس ناخوشایندی دارند و سوتفاهم ایجاد شده اما از ابراز این احساسات در چند جمله کوتاه طفره می روند.
در کشورهای پیشرفته درباره اصول مباحثه۴سال در دانشگاه درس خوانده میشود و افراد آموزش میبینم.این مبحث به اندازه درس جبر سخت است ولی از آن مهم تر است. دراین مبحث ما یاد می گیریم که همه احساساتمان را با صداقت و مناعت طبع بیان کنیم.
ما باید با لحنی آرام و قوی در همون لحظه اعتراف کنیم که در عین شجاعت و بلوغ غصه داریم و ترسیده ایم، عشق مان را به همسرمان ابراز کنیم و با جرات احساساتمان را در قالب کلمات به همسرمان نشان بدهیم در این صورت می توانیم از دعوا و تلف شدن زمان زیادی و تلخ شدن احساساتمان جلوگیری کنیم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *